دانشمندان ارتباطی بین میزان توده عضلانی، چربی احشایی و سرعت پیری مغز کشف کردهاند. مطالعات گذشته نشان میدهند که یکی از مضرترین نواحی برای انباشت چربی، چربی احشایی است که در ناحیه شکمی قرار دارد. تحقیقات پیشین، مقادیر بالای چربی احشایی را با افزایش خطر ابتلا به چندین مشکل سلامتی، از جمله بیماری آلزایمر، مرتبط دانستهاند. یک تحقیق جدید به این نتیجه رسیده است که داشتن توده عضلانی بیشتر و نسبت کمتر چربی احشایی به عضله، ممکن است به جوان ماندن مغز کمک کند. این یافتهها میتوانند در کاهش خطر آتی ابتلا به بیماریهای مرتبط با مغز مانند زوال عقل مؤثر باشند. با وجود اینکه چربی میتواند در سراسر بدن یافت شود، بررسیهای گذشته نشان میدهند که یکی از نواحی...
پیری
قهوه چگونه به مقابله با استرس و پیری کمک میکند؟
سالهاست مطالعات جمعیتی، مصرف قهوه را با طول عمر بیشتر و کاهش برخی بیماریهای مرتبط با افزایش سن مرتبط دانستهاند، اما سازوکار زیستی این ارتباط بهطور کامل مشخص نبوده است. پژوهش جدیدی از دانشگاه تگزاس ایاندام نشان میدهد برخی ترکیبات قهوه میتوانند مستقیماً با گیرندهای در سلولها به نام NR4A1 تعامل داشته باشند؛ گیرندهای که در پاسخ به استرس سلولی، التهاب و فرایندهای مرتبط با پیری نقش دارد. پژوهش جدید درباره قهوه چه چیزی نشان داد؟ پژوهشگران دانشگاه تگزاس ایاندام بررسی کردند که آیا گیرنده NR4A1 میتواند در آثار احتمالی ضدپیری قهوه نقش داشته باشد یا خیر.
NR4A1 پروتئینی درون سلولهاست که به تنظیم فعال یا غیرفعال شدن برخی ژنها کمک میکند و از خانوادهای از گیرندههاست که در پاسخ به استرس، التهاب یا آسیب سلولی بهسرعت فعال میشوند. این گیرنده را میتوان نوعی پاسخدهنده اولیه در سلول دانست که به بافتها کمک میکند خود را با شرایط استرسزا سازگار کنند و فرایندهای ترمیمی را فعال کنند. پژوهشگران بر اساس مطالعات قبلی درباره نقش محافظتی NR4A1 در برابر برخی بیماریهای مرتبط با افزایش سن، این فرضیه را مطرح کردند که قهوه و ترکیبات آن ممکن است بخشی از اثرات مفید خود را از طریق این گیرنده ایجاد کنند. برای بررسی این فرضیه، پژوهشگران عصاره قهوه دمشده از چند نوع قهوه را در آزمایشگاه با گیرنده NR4A1 مواجه کردند و همچنین اثر بسیاری از ترکیبات شیمیایی موجود در قهوه را بهصورت جداگانه بررسی کردند.
صبحانهای دوستدار روده که ممکن است روند پیری را کندتر کند
سلامت روده تنها به هضم غذا محدود نمیشود؛ امروزه شواهد علمی بیشتری نشان میدهند که ارتباط میان میکروبیوم روده، التهاب مزمن، عملکرد مغز و روند پیری بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. پژوهشهای جدید نشان میدهند که افزودن برخی مواد غذایی تخمیرشده مانند ماست ساده حاوی پروبیوتیکها به رژیم غذایی روزانه ممکن است با بهبود سلامت روده و کاهش التهاب، بر شاخصهای پیری زیستی اثر بگذارد. بر اساس یک مطالعه جدید، مصرف روزانه ماست ساده پروبیوتیک بهعنوان بخشی از یک الگوی سبک زندگی سالم ممکن است با کندتر شدن روند پیری زیستی همراه باشد. البته نتایج این پژوهش هنوز به معنای اثبات قطعی اثر ضدپیری ماست نیست و برای تأیید این ارتباط به مطالعات بزرگتر و طولانیتر نیاز است.
مصرف روزانه ماست با کاهش سرعت پیری زیستی ارتباط دارد در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، اثرات ترکیبی توصیههای تغذیهای شخصیسازیشده، فعالیت بدنی منظم و مصرف روزانه یک وعده ماست ساده حاوی پروبیوتیک در مردان دارای اضافهوزن ژاپنی بررسی شد. پس از ۱۲ هفته، افرادی که این برنامه چندبخشی را دنبال کرده بودند، کاهش وزن بیشتری داشتند و سرعت پیری زیستی آنها حدود ۲. ۲ درصد کمتر از گروه کنترل گزارش شد. پژوهشگران معتقدند ایجاد تغییرات کوچک اما پایدار در رژیم غذایی، افزایش فعالیت بدنی و مصرف روزانه ماست دارای سویه پروبیوتیکی بررسیشده از باکتریهای مفید روده میتواند یک راهکار ساده برای حمایت از سلامت طولانیمدت باشد.
شش پپتید مورد توجه سازمان غذا و داروی آمریکا؛ امید درمانی یا موج جدید ادعاهای اثباتنشده؟
پپتیدها در سالهای اخیر به یکی از موضوعات پرطرفدار در حوزه سلامت، ورزش، جوانسازی و بهبود عملکرد بدن تبدیل شدهاند. بسیاری از این ترکیبات با ادعاهایی مانند ترمیم آسیبهای ورزشی، کاهش التهاب، بهبود متابولیسم، افزایش طول عمر و تقویت عملکرد مغز در بازارهای سلامت و زیبایی عرضه شدهاند، اما میزان شواهد علمی درباره بسیاری از آنها همچنان محدود است. اخیراً کمیته مشورتی داروسازی ترکیبی سازمان غذا و داروی آمریکا بررسی کرده است که آیا امکان استفاده از شش پپتید پرطرفدار در داروهای ترکیبی داروخانهای فراهم شود یا خیر. این تصمیم به معنای تأیید رسمی این ترکیبات بهعنوان داروهای مؤثر و ایمن نیست، بلکه تنها میتواند مسیر تولید داروهای سفارشی حاوی این مواد را برای داروخانههای مجاز آسانتر کند.
نکات مهم درباره پپتیدهای مورد بررسی پژوهشهای مربوط به پپتیدهای سلامتمحور مانند بیپیسی-۱۵۷ و تیبی-۵۰۰ عمدتاً به مطالعات حیوانی محدود هستند و شواهد کافی درباره اثربخشی و ایمنی آنها در انسان وجود ندارد. دسترسی بیشتر به این ترکیبات از طریق داروخانههای ترکیبی نباید با تأیید قطعی اثر درمانی آنها اشتباه گرفته شود. متخصصان هشدار میدهند که فاصله میان نتایج آزمایشگاهی و کاربرد واقعی در بیماران هنوز بسیار زیاد است. پزشکان معتقدند افزایش محبوبیت پپتیدها ممکن است باعث شود برخی افراد از ترکیباتی استفاده کنند که هنوز مراحل لازم برای اثبات اثربخشی و ایمنی را طی نکردهاند.
