دلبستگی اضطرابی، سبکی از روابط عاطفی است که مشخصه اصلی آن ترس عمیق از رها شدن و احساس ناامنی دائمی در نزدیکیهای عاطفی است. افرادی که این سبک دلبستگی را دارند، اغلب با این نگرانی همیشگی دستوپنجه نرم میکنند که مبادا شریک زندگی آنها را ترک کند و همین امر، روابطشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این الگو از دوران کودکی و بر اثر تجربیات اولیه از مراقبتکنندگان شکل میگیرد و بر نحوه تعامل فرد در تمام روابط صمیمی بزرگسالی او سایه میاندازد. درک ریشهها و تظاهرات دلبستگی اضطرابی، گام نخست برای حرکت به سمت یک تجربه عاطفی امنتر و آرامتر است.

چیستی سبک دلبستگی اضطرابی
دلبستگی اضطرابی وضعیتی است که با ترس از رها شدن و ناامنی در روابط مشخص میشود. این افراد ممکن است بهصورت مداوم به دنبال تأیید و اطمینان خاطر باشند، در حالی که در عمق وجود، نوعی عدم اعتماد و سوءظن نسبت به ثبات رابطه دارند.
این سبک دلبستگی در دوران کودکی و تحت تأثیر عواملی ژنتیکی و روابط با مراقبتکنندگان اولیه شکل میگیرد و سپس بر نحوه مدیریت روابط صمیمی در بزرگسالی تأثیر میگذارد³. در نظریه دلبستگی، چهار نوع سبک اصلی وجود دارد: ایمن، اضطرابی، اجتنابی و آشفته. کسانی که دلبستگی اضطرابی دارند، مشتاق نزدیکی با دیگران هستند، اما با این حال برای احساس امنیت در روابط خود تلاش میکنند و میترسند که توسط کسانی که دوستشان دارند طرد شوند¹.
نشانههایی که حاکی از دلبستگی اضطرابی هستند
داشتن سبک دلبستگی اضطرابی بر نحوه رفتار در رابطه، واکنش به تعارضات و احساس کلی فرد نسبت به خود تأثیر میگذارد. یکی از علائم بارز این سبک، پدیدهای به نام فرافعالسازی (Hyperactivation) است که به معنای جستجوی مداوم نشانههایی است که دال بر قصد ترک رابطه از سوی شریک زندگی باشد.
این فرافعالسازی میتواند در عمل بهصورت رفتارهای خاصی نمود پیدا کند¹:
- نیاز به اطمینان خاطر مکرر: این افراد مدام سؤالاتی مانند “هنوز مرا دوست داری؟” را مطرح میکنند تا از وضعیت رابطه مطمئن شوند.
- جستجوی وسواسی برای علائم دور شدن: آنها با دقت به دنبال کوچکترین نشانههایی میگردند که نشان دهد شریک زندگیشان در حال عقبنشینی عاطفی است.
- تهدید قلمداد کردن مشکلات کوچک: هر مشکل جزئی در رابطه را بهعنوان تهدیدی جدی برای تمامیت و بقای آن تلقی میکنند.
- بدترین حالت را فرض کردن: در مورد رفتارهای شریک زندگیشان بدترین حالت را در نظر میگیرند؛ مثلاً فرض میکنند اگر شریکشان پیام نداده، حتماً اهمیتی نمیدهد و دلایل منطقی دیگر را نادیده میگیرند.
سایر علائم دلبستگی اضطرابی نیز شامل مجموعهای از نگرانیها و رفتارهای وابسته است²:
- نگرانی مداوم درباره رابطه: فرد همواره در مورد آینده و پایداری رابطه در حال اضطراب و نشخوار فکری است.
- فوریت در گذراندن وقت با شریک: احساس میکنند که باید فوراً و بهصورت مکرر با شریک زندگی خود وقت بگذرانند و تحمل دوری برایشان دشوار است.
- داشتن دیدگاه منفی نسبت به خود: این افراد اغلب ارزش خود را پایین میدانند و عزت نفس پایینی را تجربه میکنند.
- ناتوانی در حل مشکلات بدون شریک: برای حل مسائل و چالشهای شخصی، بهشدت به حضور و کمک شریک خود وابسته هستند.
- نشخوار فکری بر سناریوهای بدبینانه: آنها مدام بدترین حالات ممکن را در ذهن خود مرور میکنند و اضطرابشان افزایش مییابد.
- میل به آگاهی دائمی از افکار و احساسات شریک: میخواهند همواره بدانند شریکشان دقیقاً چه فکر و چه احساسی دارد و فقدان این آگاهی آنها را مضطرب میکند.
این افراد با دریافت تأیید یا گذراندن لحظات مثبت با شریکشان، تسکین موقتی را تجربه میکنند، اما این حرکات اغلب برای ایجاد احساس امنیت طولانیمدت کافی نیستند². فردی که دلبستگی اضطرابی دارد، به سختی میتواند اعتماد کند که نیازهایش در نهایت برآورده میشوند. این اضطراب میتواند باعث شود که رفتارهایی شبیه به عدم اعتماد یا وابستگی شدید از خود نشان دهند.
علل مؤثر در سبک دلبستگی اضطرابی
الگوی دلبستگی در بزرگسالی بهعنوان یک “الگوی کاری” شکل میگیرد که دیدگاه فرد نسبت به خودش و روابطش را تحت تأثیر قرار میدهد². وقتی یک کودک نیازهایش را بهصورت ناپایدار یا ناقص برآورده شده میبیند، به احتمال زیاد یک سبک دلبستگی ناایمن پیدا میکند که شامل اضطرابی، اجتنابی یا آشفته است¹.
در نقطه مقابل، مراقبتکنندگانی که بهطور مداوم نیازهای فیزیکی و عاطفی کودک را تأمین میکنند، به او احساس امنیت میدهند و احتمال بیشتری دارد که کودک سبک دلبستگی ایمن را رشد دهد. کودکانی که دلبستگی اضطرابی دارند، ممکن است آموخته باشند که برای تأمین نیازهایشان و نگه داشتن مراقبتکننده در کنار خود، باید رفتارهای خاصی را بهصورت کامل انجام دهند یا با بیقراری و داد و بیداد تلاش کنند. این رفتارها ممکن است در کودکی به آنها کمک کرده باشد، اما در روابط بزرگسالی به رفتارهایی ناسازگار تبدیل میشوند.
عوامل دیگری که در شکلگیری سبک دلبستگی اضطرابی نقش دارند، عبارتاند از³،⁴،⁵:
- سوءاستفاده دوران کودکی: بهویژه سوءاستفادهای که از سوی مراقبتکننده اصلی صورت گرفته باشد.
- عوامل ژنتیکی: مانند سابقه خانوادگی اضطراب که میتواند زمینه ژنتیکی را تقویت کند.
- فقدان حمایت از سوی بزرگسالان در کودکی: کمبود حمایت عاطفی کافی از سمت بزرگسالان در سالهای اولیه زندگی.
- استرسهای زندگی: وقایع استرسزایی که باعث شدهاند مراقبتکننده در دسترس نبوده یا کمتر برای کودک وقت بگذارد.
- از دست دادن یکی از والدین یا مراقبتکنندگان: تجربه فقدان در سنین پایین.
- سبک دلبستگی مراقبتکننده: نحوه دلبستگی والدین یا مراقبتکننده نیز تأثیر مستقیمی بر الگوی دلبستگی کودک دارد.
محرکهای رایج در دلبستگی اضطرابی
برای فردی با دلبستگی اضطرابی، اضطراب بهویژه در روابط صمیمی شدیدتر میشود. رویدادهایی که میتوانند به عنوان محرک برای دلبستگی اضطرابی عمل کنند، معمولاً با افزایش صمیمیت یا عدم قطعیت در رابطه همراه هستند²:
- نقاط عطف مهم در رابطه: مانند تصمیم به نقل مکان به یک خانه مشترک یا ازدواج کردن، که سطح تعهد را بالا میبرد.
- تعارض در رابطه: هر نوع بحث یا اختلاف نظر، حتی جزئی، میتواند به سرعت احساس ناامنی را بیدار کند.
- ورود به یک رابطه عاشقانه جدید: آغاز یک رابطه عاطفی جدید خود یک عامل استرسزا است.
- وقایع استرسزای زندگی: مانند از دست دادن شغل، که منابع حمایتی فرد را تحت فشار قرار میدهد.
هر رابطهای تا حدی دارای درگیری و تعارض است، اما ریسک این اختلافات برای فردی با دلبستگی اضطرابی بسیار بالاتر به نظر میرسد. تعارضات، مشاجرات یا ناهماهنگیها با شریک زندگی میتواند ترس از رها شدن را فعال کند¹. این باعث میشود فرد به دنبال تأیید بگردد، نگران ترک شدن توسط شریک زندگیاش باشد یا بهطور ناگهانی نیاز به نزدیکی مفرط و فوری پیدا کند.
عوارض سبک دلبستگی اضطرابی
افرادی که دلبستگی اضطرابی دارند، اغلب گزارش میدهند که اثرات منفی متعددی را در روابط و سلامت روان خود تجربه میکنند³،⁶:
- رضایت کمتر از رابطه: معمولاً احساس نارضایتی و ناامیدی بیشتری از کیفیت کلی روابط خود دارند.
- اعتماد کمتر در روابط: سطح پایینی از اعتماد را تجربه میکنند که این امر مانع از احساس امنیت عاطفی میشود.
- تعارض بیشتر با شریک زندگی: روابطشان مملو از درگیریها و مشاجرات مکرر است.
این تأثیرات میتواند نتیجه گرایش فرد مضطرب به تمرکز بر اتفاقات منفی و فرض کردن بدترین حالت باشد. رفتارهای فرافعالسازی، مانند واکنش شدید به یک درگیری کوچک، میتواند منجر به ایجاد استرس جدی در رابطه شود². علاوه بر روابط، دلبستگی اضطرابی میتواند اثرات فردی بر سلامت روان نیز داشته باشد. این موارد شامل اختلالات اضطرابی، افسردگی و عزت نفس پایین است⁷.
راهکارهای کنار آمدن با دلبستگی اضطرابی
گرچه داشتن دلبستگی اضطرابی ممکن است گاهی اوقات روابط را سخت کند، اما فرد محکوم به بدبختی در روابط نیست. افراد با این سبک دلبستگی اغلب در روابطشان قدردانی بیشتری نشان میدهند و اغلب بسیار همدل هستند و با احساسات شریک خود هماهنگی خوبی دارند¹،².
شما میتوانید چندین کار را برای کاهش نگرانیهای خود و احساس امنیت بیشتر با شریک زندگیتان امتحان کنید²:
- ارتباط با شریک زندگی: با شریک خود در میان بگذارید که چه چیزهایی اضطراب شما را تحریک میکنند. برای مدیریت تعارضات برنامهریزی کنید و درباره آنچه هر دوی شما برای ایجاد امنیت بیشتر نیاز دارید، صحبت نمایید.
- پیدا کردن راههای تنظیم احساسات: برای تنظیم احساسات خودتان، زمانی برای تنهایی در نظر بگیرید، به موسیقی گوش دهید، صورت خود را با آب سرد بشویید، تکنیکهای تنفس عمیق را تمرین کنید یا به پیادهروی بروید.
- غنیسازی زندگی خارج از رابطه: روابط غیرعاشقانه خود را حفظ کنید، در فعالیتهایی که بدون شریکتان از آنها لذت میبرید شرکت کنید، از دوستانتان حمایت بخواهید و با خانوادهتان وقت بگذرانید.
- درک اضطراب خود: پذیرش سبک دلبستگی و ارتباط آن با تجربیات دوران کودکی میتواند سرزنش خود را کاهش دهد. به خود یادآوری کنید که این فقط یک زخم قدیمی است که دوباره سر باز کرده است. سعی کنید آگاه باشید و واقعیتها را بررسی کنید.
روند درمان برای دلبستگی اضطرابی
سبک دلبستگی شما میتواند به مرور زمان تغییر کند. افرادی که دلبستگی اضطرابی دارند، ممکن است پس از چندین سال بودن با یک شریک متعهد و ایمن، احساس امنیت بیشتری پیدا کنند. روابط سالم که شامل ارتباطات واضح و احترام متقابل باشند، میتوانند الگوی کاری دلبستگی شما را تغییر دهند¹. این امر به شما تجربیات جدیدی میدهد که با آنچه در کودکی آموختهاید، تضاد دارد.
درمان سلامت روان میتواند فرآیند بهبود را تسریع کند، چه در یک رابطه عاشقانه باشید و چه نباشید. روشهای زیر میتوانند به افراد کمک کنند تا سبک دلبستگی ایمنتری ایجاد نمایند⁷،⁸:
- درمان شناختی رفتاری (CBT): این درمان رفتاری بر ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارهای شما تمرکز دارد. این روش الگوهای فکری و احساسات منفی را به چالش میکشد تا به بهبود رفاه کلی کمک کند.
- زوجدرمانی: این نوع حمایت برای زوجهایی که در روابط متعهدانه هستند، به درک محرکهای خاص، حل تعارضات بین فردی و توسعه استراتژیهای مقابلهای کمک میکند.
- رواندرمانی بین فردی: این درمان گفتگومحور بر بهبود روابط تمرکز دارد. شما روی الگوهای فکری، واکنشها و رفتارهای دشواری که در روابط گذشته یا حال رخ دادهاند، کار میکنید.
- رواندرمانی روانپویشی: این نوع درمان گفتاری، نیروهای ناخودآگاه و تجربیات دوران کودکی را که بر احساسات و رفتارهای شما تأثیر میگذارند، بررسی میکند.
نکاتی برای حمایت از شریک زندگی
اگر شریک زندگی شما دلبستگی اضطرابی دارد، ممکن است ندانید چگونه بهترین حمایت را از او انجام دهید و در عین حال استقلال خود را حفظ کنید. در اینجا چند راهکار برای حمایت از شریکی با دلبستگی اضطرابی آورده شده است²:
- شناسایی سبک دلبستگی خودتان: بیاموزید که سبک دلبستگی شما چگونه در رابطه بروز میکند. برای مثال، اگر شما سبک دلبستگی اجتنابی دارید، ممکن است نسبت به نیاز شریکتان به نزدیکی حساس باشید و در برآورده کردن نیازهای او دچار مشکل شوید.
- ارائه ثبات و ارتباط: روالهایی را برای برقراری ارتباط با شریکتان به شیوهای که برای هر دوی شما معنادار است، ایجاد کنید. ارتباط مداوم و سازگار، میتواند یک پایه باثبات ایجاد کند که در آن امکان بهبود و درمان فراهم شود.
- تمرین ارتباط شفاف: اگر نمیتوانید در طول روز کاری به پیام شریکتان پاسخ دهید، این موضوع را بهوضوح با او در میان بگذارید. از مبهم بودن در مورد مرزهای خود اجتناب کنید تا از سوءتفاهم جلوگیری شود. شفافیت، از اینکه شریک شما بدترین حالت را در مورد رابطه فرض کند، پیشگیری میکند.
- Candel OS, Turliuc MN. Insecure attachment and relationship satisfaction: A meta-analysis of actor and partner associations. Personality and Individual Differences. 2019;147(147):190-199. doi:10.1016/j.paid.2019.04.037
- Simpson JA, Rholes WS. Adult attachment, stress, and romantic relationships. Current Opinion in Psychology. 2017;13(13):19-24. doi:10.1016/j.copsyc.2016.04.006
- Esposito G, Setoh P, Shinohara K, Bornstein MH. The development of attachment: Integrating genes, brain, behavior, and environment. Behav Brain Res. 2017;325(Pt B):87-89. doi:10.1016/j.bbr.2017.03.025
- Ahmadzadeh YI, Eley TC, Leve LD, et al. Anxiety in the family: a genetically informed analysis of transactional associations between mother, father and child anxiety symptoms. J Child Psychol Psychiatry. 2019;60(12):1269-1277. doi:10.1111/jcpp.13068
- Nordahl D, Rognmo K, Bohne A, et al. Adult attachment style and maternal-infant bonding: the indirect path of parenting stress. BMC Psychology. 2020;8(1). doi:10.1186/s40359-020-00424-2
- Sagone E, Commodari E, Indiana ML, La Rosa VL. Exploring the association between attachment style, psychological well-being, and relationship status in young adults and adults-A cross-sectional study. Eur J Investig Health Psychol Educ. 2023;13(3):525-539. doi:10.3390/ejihpe13030040
- Gunlicks-Stoessel M, Westervelt A, Reigstad K, Mufson L, Lee S. The role of attachment style in interpersonal psychotherapy for depressed adolescents. Psychotherapy Research. 2017;29(1):78-85. doi:10.1080/10503307.2017.1315465
- Zalaznik D, Strauss AY, Halaj A, et al. Anxious attachment improves and is predicted by anxiety sensitivity in internet-based, guided self-help cognitive behavioral treatment for panic disorder. Journal of Counseling Psychology. 2022;69(2):211-221. doi:10.1037/cou0000579
- https://www.health.com/anxious-attachment-style-7562046
