مرگ از نظر پزشکی همیشه به معنای توقف غیرقابلبرگشت تمام فرایندهای حیاتی نیست. در برخی شرایط، اگر قلب فرد بهتازگی از تپش بازایستاده باشد و گردش خون بهسرعت دوباره برقرار شود، امکان بازگشت عملکرد قلب و حتی بهبود وضعیت فرد وجود دارد؛ اما وقتی مرگ مغزی بهطور قطعی تشخیص داده شود، بازگشت به زندگی امکانپذیر نیست.
تفاوت میان ایست قلبی، مرگ بالینی و مرگ مغزی اهمیت زیادی دارد. اقدام سریع در هنگام ایست قلبی، بهویژه شروع احیای قلبی ریوی و استفاده از دستگاه شوک خودکار در موارد مناسب، میتواند احتمال زندهماندن را افزایش دهد.
مرگ بالینی چیست؟
مرگ بالینی به وضعیتی گفته میشود که در آن قلب از تپش مؤثر بازمیایستد و در نتیجه جریان خون و تنفس طبیعی متوقف میشوند. این وضعیت عملاً همان ایست قلبی است و اگر جریان خون در مدت کوتاهی دوباره برقرار نشود، مغز و سایر اندامها بهتدریج دچار آسیب میشوند.
پس از توقف قلب، هوشیاری معمولاً در مدت بسیار کوتاهی از بین میرود و با ادامه نداشتن جریان خون، آسیب مغزی افزایش پیدا میکند. بنابراین «پنجره زمانی» برای احیا ثابت و دقیق نیست و عواملی مانند علت ایست قلبی، دمای بدن، سرعت شروع احیا و کیفیت اقدامات انجامشده در تعیین احتمال بازگشت نقش دارند.
اگر جریان خون با احیای قلبی ریوی یا درمان مناسب علت ایست قلبی دوباره برقرار شود، ممکن است فرد از این وضعیت نجات پیدا کند. البته احیای قلبی ریوی همیشه موفق نیست و حتی در صورت بازگشت ضربان قلب، احتمال آسیب مغزی یا سایر عوارض وجود دارد.
چرا سرعت عمل اهمیت دارد؟
در ایست قلبی، هرچه مدت بیشتری جریان خون مغز و سایر اندامهای حیاتی متوقف بماند، احتمال آسیب غیرقابلبرگشت افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، تماس فوری با اورژانس، شروع احیای قلبی ریوی توسط فرد آموزشدیده و استفاده سریع از دستگاه شوک خودکار در صورت وجود و توصیه دستگاه، از مهمترین اقدامات هستند.
دستگاه شوک خودکار میتواند ریتم قلب را بررسی کند و در صورت وجود ریتمی که با شوک قابل اصلاح است، دستور لازم برای وارد کردن شوک را ارائه دهد. استفاده از این دستگاه فقط باید مطابق دستورهای صوتی یا تصویری خود دستگاه انجام شود.
نکته مهم: فردی که بیهوش است و تنفس طبیعی ندارد یا فقط نفسهای غیرطبیعی دارد، ممکن است دچار ایست قلبی شده باشد و نباید منتظر بازگشت خودبهخودی او ماند؛ باید فوراً از اورژانس کمک گرفت و اقدامات احیا را طبق آموزشهای دریافتشده آغاز کرد.

مرگ مغزی چیست؟
مرگ مغزی با ایست قلبی موقت تفاوت اساسی دارد. در مرگ مغزی، تمام عملکردهای مغز، از جمله عملکرد ساقه مغز، بهطور غیرقابلبرگشت از بین رفتهاند و فرد دیگر امکان بازگشت هوشیاری یا تنفس مستقل را ندارد.
ممکن است با استفاده از دستگاههای حمایتی، برخی عملکردهای بدن برای مدتی ادامه پیدا کنند و حتی قلب همچنان بتپد. این موضوع به این معنا نیست که فرد از مرگ مغزی بهبود یافته است؛ بلکه دستگاههای پزشکی میتوانند اکسیژنرسانی و برخی عملکردهای فیزیولوژیک بدن را حفظ کنند.
تشخیص مرگ مغزی بر اساس معیارهای پزشکی دقیق و معاینههای لازم انجام میشود و نباید آن را با کما یا حالت نباتی اشتباه گرفت. در برخی شرایط، حفظ عملکرد اندامها پس از تشخیص مرگ مغزی امکان اهدای عضو را فراهم میکند.
آیا میتوان مرگ را بعد از مدت طولانی معکوس کرد؟
مدت زمانی که پس از توقف قلب امکان بازگشت وجود دارد، عدد ثابتی نیست. در شرایط معمول، هرچه زمان بیشتری بدون گردش خون مؤثر سپری شود، احتمال آسیب غیرقابلبرگشت مغز و سایر اندامها بیشتر میشود.
با این حال، شرایط ویژهای میتوانند روند آسیب سلولی را تغییر دهند؛ برای مثال، کاهش شدید دمای بدن ممکن است در برخی شرایط سرعت آسیب بافتی را کاهش دهد. به همین دلیل، موارد بسیار نادری از بازگشت گردش خون پس از مدت طولانی گزارش شدهاند، اما چنین مواردی استثنایی هستند و نباید بهعنوان یک «زمان امن» برای انتظار در ایست قلبی در نظر گرفته شوند.
پزشکان چگونه مرگ را تشخیص میدهند؟
تشخیص مرگ بر اساس معیارهای پزشکی و قانونی انجام میشود و بسته به شرایط میتواند بر اساس از دست رفتن غیرقابلبرگشت عملکردهای گردش خون و تنفس یا از دست رفتن غیرقابلبرگشت تمام عملکردهای مغز باشد. معیارهای دقیق تشخیص توسط قوانین و پروتکلهای پزشکی هر کشور تعیین میشوند.
پزشکان و تیمهای اورژانس همچنین در هنگام مواجهه با فرد دچار ایست قلبی، شرایطی را بررسی میکنند که ممکن است نشاندهنده غیرقابلبرگشت بودن مرگ باشند. این تصمیم بر اساس معاینه و پروتکلهای پزشکی گرفته میشود، نه صرفاً بر اساس ظاهر فرد.
سندرم لازاروس چیست؟
«سندرم لازاروس» اصطلاحی بسیار نادر برای بازگشت خودبهخودی گردش خون پس از آن است که تلاشهای احیای قلبی ریوی متوقف شدهاند. نام علمی این پدیده «بازگشت تأخیری گردش خون خودبهخودی» است.
علت دقیق این پدیده کاملاً مشخص نیست و احتمالاً عواملی مانند تغییرات فشار داخل قفسه سینه، باقیماندن اثر برخی داروها یا اصلاح تدریجی یک اختلال قابلبرگشت در عملکرد قلب و گردش خون در آن نقش دارند. این پدیده بسیار نادر است و نباید باعث تأخیر در شروع احیا یا ایجاد این تصور شود که پس از توقف احیا، بازگشت خودبهخودی حتماً رخ خواهد داد.
آیا ایست قلبی با مرگ مغزی یکی است؟
خیر. ایست قلبی به معنای توقف گردش خون مؤثر است و در برخی شرایط میتوان با احیا و درمان مناسب آن را برگرداند، در حالی که مرگ مغزی به معنای از دست رفتن غیرقابلبرگشت تمام عملکردهای مغز است.
ممکن است فرد دچار ایست قلبی شده باشد اما هنوز آسیب مغزی غیرقابلبرگشت رخ نداده باشد و بنابراین تلاش برای احیا کاملاً ضروری باشد. در مقابل، پس از تأیید پزشکی مرگ مغزی، بازگشت عملکرد مغز امکانپذیر نیست.
آیا احیای قلبی ریوی همیشه موفق است؟
خیر. احتمال موفقیت احیا به علت ایست قلبی، محل وقوع آن، سرعت شروع اقدامات، ریتم قلب، وضعیت سلامت فرد و کیفیت احیا بستگی دارد.
حتی زمانی که قلب دوباره شروع به فعالیت میکند، ممکن است فرد به دلیل مدت زمان کمبود اکسیژن دچار آسیب مغزی یا مشکلات دیگر شود. بنابراین هدف احیای قلبی ریوی فقط برگرداندن ضربان قلب نیست؛ حفظ جریان خون و اکسیژنرسانی به مغز و سایر اندامها نیز اهمیت اساسی دارد.
اگر فردی ناگهان بیهوش شد، چه باید کرد؟
اگر فرد پاسخ نمیدهد و تنفس طبیعی ندارد یا تنفس غیرطبیعی دارد، باید فوراً با اورژانس تماس گرفت و مطابق دستورهای اپراتور، احیای قلبی ریوی را آغاز کرد. اگر دستگاه شوک خودکار در دسترس است، باید آن را روشن کرد و دستورهای دستگاه را دنبال کرد.
مهمترین نکته این است که در چنین شرایطی منتظر پیدا کردن علت یا بازگشت خودبهخودی فرد نمانید. سرعت شروع اقدامات حیاتی میتواند تفاوت مهمی در نتیجه ایجاد کند.
جمعبندی
«زنده کردن مرده» از نظر پزشکی به این بستگی دارد که منظور از مرگ دقیقاً چه باشد. فردی که دچار ایست قلبی شده است ممکن است در صورت اقدام سریع و مؤثر دوباره گردش خون پیدا کند، اما مرگ مغزی که بهطور قطعی و بر اساس معیارهای پزشکی تشخیص داده شده باشد، برگشتپذیر نیست.
بنابراین مرز اصلی میان وضعیتهای قابلبرگشت و غیرقابلبرگشت، فقط توقف ضربان قلب نیست؛ مدت زمان قطع گردش خون، میزان آسیب مغزی، علت حادثه و برگشتپذیر یا برگشتناپذیر بودن آسیبها اهمیت دارند. در ایست قلبی، اقدام سریع و صحیح مهمتر از انتظار برای رسیدن علائم قطعی یا بررسی طولانی وضعیت فرد است.
- NYU Langone Health. Cardiac arrest & death.
- Schluep M, Gravesteijn BY, Stolker RJ, et al. One-year survival after in-hospital cardiac arrest: A systematic review and meta-analysis. Resuscitation. 2018 Nov;132:90-100. doi: 10.1016/j.resuscitation.2018.09.001
- Yan S, Gan Y, Jiang N, et al. The global survival rate among adult out-of-hospital cardiac arrest patients who received cardiopulmonary resuscitation: a systematic review and meta-analysis. Crit Care. 2020;24(1):61. doi: 10.1186/s13054-020-2773-2
- American Heart Association. Cardiac arrest survival greatly increases when bystanders use an automated defibrillator.
- Burkle CM, Sharp RR, Wijdicks EF. Why brain death is considered death and why there should be no confusion. Neurology. 2014;83(16):1464-1469. doi:10.1212/WNL.0000000000000883
- Sarbey B. Definitions of death: brain death and what matters in a person. J Law Biosci. 2016;3(3):743-752. doi:10.1093/jlb/lsw054
- Sahni V. The Lazarus phenomenon. JRSM Open. 2016;7(8):2054270416653523. doi:10.1177/2054270416653523
- https://www.verywellhealth.com/can-people-come-back-from-the-dead-1298424
