رابطه جنسی یا حتی صرف تماس صمیمانه با شریک زندگی، میتواند به طور مؤثری خلق و خوی شما را تقویت کرده و در کاهش استرس یاریرسان باشد. متخصصان تأکید میکنند که میتوان از این مزایا بهرهمند شد، حتی بدون اینکه فرد لزوماً به ارگاسم برسد. ربکا کوپراسمیت، یک درمانگر، میگوید که ارگاسم به تنهایی برای سرازیر شدن اکسیژن و مواد شیمیایی شادیآور مانند اکسیتوسین (معروف به هورمون عشق) و دوپامین (یک انتقالدهنده عصبی حس خوب که در تسکین درد نیز دخیل است) به مغز کفایت میکند.
با این حال، راشل رایت، یک درمانگر ازدواج و خانواده، خاطرنشان میکند که در حالی که رابطه جنسی در حالت ایدهآل شامل «تجربهای معنادار از لذت» است، همیشه به ارگاسم منجر نمیشود؛ خوشبختانه، تقویت خلق و خو مرتبط با فعالیتهای جنسی نیازی به ارگاسم ندارد و میتوان از مزایای آن بهره برد.
۱. سازوکارهای تقویت خلق و خو بدون ارگاسم
جین فلیشمن، یک مربی آموزش جنسی، اظهار میدارد که حتی رسیدن به مرحله برانگیختگی نیز میتواند مفید باشد. او توضیح میدهد که برای افرادی که ممکن است ارگاسم همیشه برایشان در دسترس نباشد، مرحله برانگیختگی میتواند نه تنها دوپامین، بلکه اکسیتوسین و سایر هورمونها را نیز تا حدودی افزایش دهد. کوپراسمیت نیز اشاره میکند که صرف گذراندن وقت با کیفیت با یک شریک، به ویژه اگر در حال نوازش و در آغوش گرفتن باشید، میتواند به آزاد شدن بخشی از آن مواد شیمیایی شادیآور کمک کند.
یک مطالعه سوئدی که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، نشان داد که وقتی مردان بازوی شریک زن خود را نوازش میکنند، سطح اکسیتوسین زنان افزایش مییابد¹؛ همچنین زمانی که یک غریبه مرد غیرتهدیدآمیز بازو را لمس میکرد، سطح اکسیتوسین دوباره افزایش پیدا میکرد. این نتایج نشان میدهد که زمینه عاطفی و محیط رابطه بر نحوه واکنش بدن به لمس و میزان تولید هورمونها تأثیرگذار است.
در مطالعه دیگری، محققان از ۵۸ زن میانسال خواستند تا خلق و خو و زندگی عاشقانه خود را برای ۳۶ هفته ثبت کنند و دریافتند که رفتار جنسی یا محبت فیزیکی در یک روز، خلق و خوی بهتر و استرس کمتر را در روز بعد پیشبینی میکند. این اثرات مثبت میتوانستند انباشته شوند، به طوری که خلق و خوی بهتر در یک روز به احتمال زیاد منجر به رابطه عاشقانه بیشتر در روز بعد میشد؛ همچنین جالب توجه بود که حضور یک شریک در این فرآیند مهم بود و ارگاسم انفرادی (از طریق خودارضایی) همان اثرات را نداشت. رایت میگوید: «زندگی جنسی ما بر سلامت روانمان تأثیر میگذارد و سلامت روان ما نیز بر زندگی جنسی ما تأثیر میگذارد؛ کلید یافتن آن نقطه تعادل (Homeostasis) است.»

۲. رابطه جنسی به عنوان عامل طبیعی کاهش استرس
رابطه جنسی نه تنها پتانسیل دارد که یک خلق و خوی خوب را عالی کند، بلکه میتواند به عنوان یک تعدیلکننده استرس عمل کرده و یک خلق و خوی بد را به بهتر تبدیل نماید. البته این امر به شرطی است که رابطه جنسی شما سالم باشد، به این معنی که تعاملات شما ایمن، مثبت و با رضایت کامل طرفین صورت گیرد.
رایت اثرات کاهش استرس و تقویتکننده خلق و خوی رابطه جنسی را اینگونه توصیف میکند: «هنگامی که کورتیزول، که هورمون استرس ماست، بیش از حد است، سروتونین تنظیمکننده خلق و خوی ما را مصرف میکند.» او میگوید: «بنابراین، وقتی کارهایی انجام میدهیم که تحقیقات نشان میدهد استرس را کاهش میدهند، به طور طبیعی سطح کورتیزول را پایین میآوریم و با اثرات مخرب استرس مقابله میکنیم.»
کوپراسمیت اشاره میکند که نحوه بهبود خواب توسط رابطه جنسی نیز میتواند یک تقویتکننده خلق و خو باشد. در یک مطالعه اخیر، متخصصان سلامت روان خاطرات جنسی ۲۵۶ نفر را در طی دو هفته ردیابی کردند. آنها دریافتند که رابطه جنسی مشترک همراه با ارگاسم – اما نه معاشقه بدون ارگاسم یا خودارضایی – با سریعتر به خواب رفتن و بهتر خوابیدن مرتبط بود و همچنین ممکن است به بهبود «رفاه کلی» کمک کند.
این اثرات مثبت برای مردان و زنان به طور یکسان مشاهده شد. کوپراسمیت میگوید رابطهای که به ویژه “پرانرژی” است، ممکن است برای کاهش استرس مفیدتر باشد، زیرا ورزش یک راه شناخته شده برای خروج از چرخه استرس است. با این حال، افرادی که با استرس، خلق و خوی پایین یا اضطراب دست و پنجه نرم میکنند، نباید صرفاً به رابطه جنسی – یا هر ابزار دیگری – برای تسکین متکی باشند. کوپراسمیت هشدار میدهد: «اگر کسی رابطه جنسی را خارج از سه عملکرد اصلی آن که توسط درمانگر جنسی ایان کرنر تعریف شده است (تولید مثل، رابطهای، یا تفریحی) انجام دهد، میتواند مشکلات جدی در زندگیاش ایجاد شود.»
۳. مواردی که رابطه جنسی در بهبود خلق و خو مؤثر نیست
رابطه جنسی با وجود تمام مزایایش، یک درمان جادویی برای تمام مشکلات سلامت روان نیست و در برخی شرایط ممکن است کمکی به تقویت خلق و خو نکند. کوپراسمیت میگوید: «برای کسی که افسردگی دارد، ممکن است تمایل زیادی به رابطه جنسی نداشته باشد و اینطور نیست که صرفاً داشتن رابطه جنسی بتواند او را از افسردگی بیرون بیاورد؛ وضعیت بسیار پیچیدهتر از این است.» افرادی که در چنین وضعیتی قرار دارند باید به دنبال کمک حرفهای باشند، نه اینکه سعی کنند وانمود کنند حالشان خوب است تا بتوانند رابطه جنسی داشته باشند. کوپراسمیت تأکید میکند که نباید برای دریافت کمک درمانی صبر کرد، زیرا هر چه بیشتر منتظر بمانید، افسردگی بیشتر میتواند تثبیت شود و کنترل زندگی فرد را به دست گیرد.
اختلالات خلقی تنها دلیل بالقوهای نیستند که ممکن است فرد از رابطه جنسی احساس خوبی دریافت نکند؛ تروماهای گذشته نیز میتوانند یک عامل بازدارنده باشند. حتی یک لمس ملایم و رضایتبخش با یک شریک دوستداشتنی نیز میتواند برای کسی که با واکنشهای پس از تروما دست و پنجه نرم میکند، واقعاً چالشبرانگیز و دشوار باشد. همچنین مسائل پزشکی وجود دارند که میتوانند برخی از اشکال صمیمیت را ناخوشایند کنند، مانند کمبود روانکننده طبیعی، یا حتی دردناک سازند، مانند آندومتریوز. افزایش سن نیز میتواند احتمال بروز برخی شرایطی را که در رابطه جنسی اختلال ایجاد میکنند، افزایش دهد؛ به عنوان مثال، اختلال نعوظ بیش از ۵۰ درصد از مردان بین ۴۰ تا ۷۰ سال را تحت تأثیر قرار میدهد، اگرچه درمانهایی در دسترس است.
۳.۱. راهنمای جستجوی کمک تخصصی
تغییرات هورمونی که با یائسگی همراه است، میتواند میل و راحتی در طول رابطه جنسی را کاهش دهد، اما استفاده از محصولات بدون نسخه، داروها و امتحان روشهای جدید برای برقراری ارتباط میتوانند کمککننده باشند. متخصصان بالینی، از جمله متخصصان زنان و زایمان، اورولوژیستها و فیزیوتراپیستهای کف لگن، میتوانند به تشخیص و درمان شرایطی که ممکن است مانع یک زندگی جنسی رضایتبخش شوند، کمک کنند. دکتر فلیشمن تأکید میکند: «مهم است که به کسی مراجعه کنید که پزشکی جنسی را درک میکند و همچنین درمانگران جنسی بسیار آموزش دیدهای هستند که به شما کمک میکنند تا دینامیکهای رابطه را درک کنید و مشکلات پزشکی را برای ارجاع تخصصی تشخیص دهند.» اما فلیشمن هشدار میدهد که کاهش میل جنسی را نباید خیلی سریع پزشکیسازی کرد. او در کار خود به افراد کمک میکند تا تفاوت بین تمایل خودجوش و تمایل واکنشی را درک کنند و راههایی برای برانگیختن تمایل واکنشی پیدا کنند. او توصیه میکند: «به این فکر کنید که چه چیزی شما را هیجانزده میکند، مانند موسیقی، عطر، لمس یا غذا؛ به دنبال مواردی باشید که برای شما کار میکند.»
همچنین، فقط به این دلیل که چیزی قبلاً برای شما کار کرده است، به این معنی نیست که اکنون نیز کار خواهد کرد؛ ادامه آزمایش در طول زندگی میتواند زندگی جنسی شما را زنده و خلق و خوی شما را بالا نگه دارد، زیرا مغز عاشق چیزهای جدید و بدیع است. اگر رابطه جنسی هرگز برای شما لذتبخش نبوده است، رایت میگوید بررسی بیجنسیتی (Asexuality) ممکن است پاسخهایی را ارائه دهد؛ این گرایش جنسی کمتر مورد بحث، افرادی را توصیف میکند که جاذبه جنسی را تجربه نمیکنند. او میگوید: «اگر ما تعمیم دهیم و بگوییم رابطه جنسی برای شما عالی است، در این صورت کسی که بیجنسیتی است، احساس سردرگمی و کنار گذاشته شدن خواهد کرد؛ برای درک این موضوع به زمان و آزمایش نیاز است.»
❓ سوالات متداول (FAQ)
۱. اکسیتوسین و دوپامین چه نقشی در بهبود خلق و خو هنگام رابطه جنسی دارند؟
اکسیتوسین که اغلب به عنوان «هورمون عشق» شناخته میشود، باعث تقویت احساسات پیوند، اعتماد و صمیمیت با شریک زندگی میشود. دوپامین یک انتقالدهنده عصبی مرتبط با سیستم پاداش مغز است که احساسات لذت و سرخوشی را ایجاد میکند و همچنین در کاهش درد نقش دارد. ترشح هر دوی این مواد شیمیایی در طول فعالیت جنسی، چه با ارگاسم و چه بدون آن، به تقویت خلق و خو و کاهش تنشهای روانی کمک میکند.
۲. آیا معاشقه و نوازش نیز همان اثرات تقویت خلق و خو را دارند؟
بله، تحقیقات نشان میدهد که صرف تماس صمیمانه و با کیفیت با شریک زندگی، مانند نوازش و در آغوش گرفتن، میتواند به آزاد شدن مواد شیمیایی حس خوب مانند اکسیتوسین کمک کند. این محبت فیزیکی میتواند به طور قابل توجهی سطح استرس را کاهش دهد و یک حس رضایت و آرامش عاطفی ایجاد نماید، حتی اگر به دخول یا ارگاسم منجر نشود.
۳. چرا نباید برای رفع افسردگی صرفاً به رابطه جنسی تکیه کرد؟
تکیه صرف بر رابطه جنسی برای رفع افسردگی یا اضطراب میتواند یک مکانیزم مقابلهای ناسالم ایجاد کند. رابطه جنسی میتواند یک ابزار کمککننده برای مدیریت استرس و خلق و خو باشد، اما مشکلات سلامت روان پیچیده هستند و نیاز به مداخله تخصصی (مانند رواندرمانی و دارو درمانی) دارند. استفاده از رابطه جنسی خارج از سه عملکرد اصلی آن (رابطهای، تفریحی، تولید مثلی) میتواند به مرور زمان مشکلات جدیدی ایجاد کند و درمان افسردگی را به تأخیر بیندازد.
۴. منظور از تفاوت بین “تمایل خودجوش” و “تمایل واکنشی” چیست؟
تمایل خودجوش به میلی ناگهانی و طبیعی برای رابطه جنسی اشاره دارد که بدون هیچ تحریک خارجی آغاز میشود. در مقابل، تمایل واکنشی به میلی گفته میشود که پس از شروع تحریک جنسی، نوازش یا فعالیتهای صمیمی دیگر در فرد ایجاد میشود. در افراد مسنتر یا کسانی که با تغییرات هورمونی روبرو هستند، تمایل خودجوش ممکن است کاهش یابد، اما با تحریک هدفمند و تمرکز بر احساسات حسی، تمایل واکنشی میتواند به طور مؤثری بیدار شود.
آیا مایل هستید در مورد چگونگی ایجاد یک “برنامه بازی” (Play Plan) برای اضافه کردن تنوع و هیجان به زندگی جنسی خود اطلاعات بیشتری کسب کنید؟
- Burleson M et al. In the Mood for Love or Vice Versa? Exploring the Relations Among Sexual Activity, Physical Affection, Affect, and Stress in the Daily Lives of Mid-Aged Women. Archives of Sexual Behavior. 2007.
- Handlin L et al. Human Endogenous Oxytocin and iIs Neural Correlates Show Adaptive Responses to Social Touch Based on Recent Social Context. eLife. May 9, 2023.
- Oesterling CF et al. The Influence of Sexual Activity on Sleep: A Diary Study. Journal of Sleep Research. January 16, 2023.
- Painful Intercourse (Dyspareunia). Mayo Clinic. November 2023.
- Erectile Dysfunction. Cleveland Clinic. November 2023.
- How Sex Changes After Menopause. Johns Hopkins Medicine. November 2023.
- https://www.everydayhealth.com/depression/is-sex-an-antidepressant.aspx
