تحقیقات جدید نشان میدهند داروهایی مانند اوزمپیک (Ozempic) که برای کمک به کاهش وزن استفاده میشوند، ممکن است به کاهش احتمال ابتلا به افسردگی و اضطراب نیز کمک کنند. این یافتهها مزایای بالقوه این دسته از داروها را فراتر از کنترل وزن و سلامت دیابت گسترش میدهند.
- یک گزارش جدید، که دادههای پزشکی بیش از سه میلیون نفر مبتلا به دیابت و تقریباً یک میلیون نفر را که داروهای آگونیست پپتید شبه گلوکاگون-۱ (GLP-1) را برای کاهش وزن مصرف میکردند، مشاهده کرده است.
- این گزارش ارتباط قوی بین مصرف داروهای GLP-1 (مانند ویگووی و اوزمپیک) و کاهش تشخیص بیماریهای افسردگی و اضطراب را نشان داد.
نقش داروهای GLP-1 در کاهش اختلالات روانی
داروهای آگونیست GLP-1 که در ابتدا برای درمان دیابت تولید شدند، اکنون به عنوان داروهای کاهش وزن نیز کاربرد ثانویه پیدا کردهاند. مطالعه جدیدی که بر اساس سوابق پزشکی الکترونیکی انجام شده، نشان میدهد که مصرف این داروها با کاهش تشخیص افسردگی و اضطراب نیز مطابقت دارد.
- پنج داروی GLP-1 در افراد مبتلا به دیابت، با کاهش تشخیص افسردگی و اضطراب همراه بودند؛ این مقایسه در برابر افرادی است که از داروهای GLP-1 استفاده نمیکردند.
- این دسته از داروها، همگی آگونیستهای گیرنده GLP-1 هستند که عملکرد هورمون طبیعی روده به نام GLP-1 را تقلید میکنند. آنها با انجام این کار، پس از غذا خوردن، انسولین تولید کرده و به کاهش قند خون کمک مینمایند.
- این داروها همچنین تخلیه معده را کُند کرده و احساس سیری را تقویت میکنند که در نهایت به کاهش اشتها و کاهش وزن منجر میشود. این داروها عموماً به صورت تزریقی هستند، هرچند نسخههای خوراکی نیز موجود است.
نتایج درمانی بر اساس نوع دارو
معروفترین داروهای GLP-1، ویگووی (Wegovy) و اوزمپیک (Ozempic)، بر پایه ماده سماگلوتاید ساخته شدهاند. سایر ترکیبات آگونیست GLP-1 که در این مطالعه آزمایش شدند، شامل لیراگلوتاید، دولاگلوتاید و اگزناتاید بودند. همچنین داروی تیرزپاتاید نیز بررسی شد که علاوه بر GLP-1، هورمون روده دیگری به نام پپتید بازدارنده معده (GIP) را نیز تقلید میکند.
- افراد مبتلا به دیابتی که تیرزپاتاید مصرف میکردند، ۶۵ درصد کمتر احتمال داشت که به افسردگی و ۶۰ درصد کمتر احتمال داشت که به اضطراب مبتلا شوند. این کاهش نسبت به افرادی بود که داروهای GLP-1 مصرف نمیکردند.
- افراد دیابتی که سماگلوتاید مصرف میکردند نیز، ۴۵ درصد کمتر با تشخیص افسردگی و ۴۴ درصد کمتر با تشخیص اضطراب مواجه شدند.
نتایج در افراد بدون دیابت
تنها دو مورد از این داروها، سماگلوتاید و لیراگلوتاید، از نظر افسردگی و اضطراب در افراد بدون دیابت ارزیابی شدند.
- برای افرادی که دیابت ندارند و داروها را برای کاهش وزن مصرف میکنند، تنها سماگلوتاید با کاهش تشخیص افسردگی و اضطراب در مقایسه با افرادی که از داروهای GLP-1 استفاده نمیکردند، مرتبط بود.
- برای افرادی که لیراگلوتاید مصرف میکردند، هیچ بهبود آماری معناداری مشاهده نشد.

جزئیات تحقیق و اهمیت آن
این مطالعه توسط Epic Research، که بخشی تحقیقاتی از شرکت Epic (یکی از بزرگترین دارندگان سوابق پزشکی الکترونیکی در ایالات متحده) است، انجام شد. دو تیم از محققان داخلی دادههای ناشناس بیماران را تجزیه و تحلیل کردند و به نتایج یکسانی رسیدند.
- این مطالعه سوابق بیمارانی شامل بیش از ۳ میلیون نفر مبتلا به دیابت و حدود ۹۳۰ هزار نفر بدون دیابت را که داروها را برای کاهش وزن مصرف میکردند، مورد بررسی قرار داد.
- محققان طیف وسیعی از متغیرها را در نظر گرفتند تا عوامل مخدوشکننده بر نتایج خود را حذف کنند.
آیا اوزمپیک میتواند افسردگی را درمان کند؟
دکتر کاترین باسفورد، پزشک عمومی در زوآوا، که در این تحقیق شرکت نداشته است، میگوید: «این نتایج یک مزیت درمانی بالقوه جدید برای داروهای GLP-1 را فراتر از استفاده تثبیت شده آنها برای کنترل گلوکز و مدیریت وزن نشان میدهد.»
- دکتر کریستال وایلی، دیگر پزشک عمومی، اشاره کرد که این مطالعه تا حدی به نگرانیهای مطرح شده توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) در مورد افسردگی و افکار خودکشی مرتبط با سماگلوتاید رسیدگی میکند.
- در اوایل سال ۲۰۲۴، FDA گزارشی منتشر کرد که بیان میداشت ارزیابیهای اولیه آنها شواهدی مبنی بر اینکه استفاده از این داروها مستقیماً باعث افکار یا اقدامات خودکشی میشود، پیدا نکرده است.
ابهامات باقی مانده
دکتر میر علی، مدیر پزشکی مرکز جراحی کاهش وزن، از این یافتهها تعجب نکرد و گفت: «گزارشهای موردی بسیار کمی در مورد افکار خودکشی وجود داشت و صدها هزار بیمار از این داروها استفاده میکنند.»
- با این حال، یک سوال بیپاسخ در حال حاضر باقی مانده است: آیا کاهش تشخیص افسردگی و اضطراب یک نتیجه مستقیم از اثرات بیوشیمیایی دارو است؟
- دکتر باسفورد گفت: «این مطالعه به طور قطعی مشخص نمیکند که آیا این بهبودها ناشی از اثرات بیوشیمیایی داروها است یا نتیجه بهبود عزت نفس به واسطه کاهش وزن. من علاقهمندم تحقیقات بیشتری در این زمینه ببینم.»
تأثیر داروهای GLP-1 بر فرهنگ کاهش وزن
داروهای GLP-1 که اولین بار در سال ۲۰۰۵ برای افراد دیابتی تأیید شدند، با مزایای شناخته شده برای بیماران، میتوانند چاقی و اضافهوزن را در یک بستر کاملاً پزشکی قرار دهند. این امر پتانسیل کاهش انگ تاریخی مرتبط با این شرایط را دارد.
- دکتر علی میگوید: «این یک تغییر پارادایم است که ما چاقی را نه به عنوان شکست بیمار در کنترل عادات خود، بلکه بیشتر به عنوان یک بیماری مزمن در نظر بگیریم. و آن را مانند هر بیماری مزمن دیگری مانند دیابت یا فشار خون بالا درمان کنیم.»
- وی افزود: «امید من این است که این درمانها به بیماران اجازه دهد زندگی سالمتر و شادتری داشته باشند، با هر وزنی که در نهایت به دست میآورند.»
- دکتر باسفورد نیز اضافه کرد: «ما باید چاقی را به عنوان یک وضعیت چندوجهی بشناسیم که نیازمند مداخلاتی است که نیازهای فیزیکی و روانی بیمار را همزمان برطرف کند.»
استفادههای “خارج از برچسب” و هزینه داروها
از ۱۳ داروی GLP-1 که توسط FDA فهرست شدهاند، تنها سه دارو یعنی ویگووی (سماگلوتاید)، ساکسندا (لیراگلوتاید) و زپباند (تیرزپاتاید)، رسماً برای کاهش وزن تأیید شدهاند. با این حال، بقیه داروها معمولاً برای این منظور به صورت “خارج از برچسب” (Off-Label) تجویز میشوند.
- دکتر علی توضیح داد که نبود تأیید رسمی ممکن است کمتر از آنچه به نظر میرسد، اهمیت داشته باشد. او میگوید: «این فقط یک استراتژی شرکت دارویی برای دریافت تأییدیه گستردهتر برای این داروها است – تغییر نام تجاری آنها و بازاریابی آنها برای کاهش وزن.»
- هزینه داروهای GLP-1 میتواند دلهرهآور باشد، زیرا فرد برای حفظ اثر آنها در دیابت، کاهش وزن، یا شاید کاهش افسردگی و اضطراب، باید دارو را به صورت طولانیمدت مصرف کند.
- دکتر علی اشاره کرد که «دریافت پوشش بیمه برای این داروها دشوار است.» با این حال، او گفت اگر فرد شرایط پزشکی لازم را داشته باشد، بسیاری از شرکتهای بیمه هزینه را پوشش میدهند. برای مثال، برای کاهش وزن، فرد برای دریافت پوشش از برخی بیمهگران به شاخص توده بدنی ۳۰ یا بالاتر نیاز دارد.
سوالات متداول (FAQ)
داروهای GLP-1 دقیقاً چگونه میتوانند به کاهش افسردگی و اضطراب کمک کنند؟
هنوز به طور قطعی مشخص نیست که آیا کاهش افسردگی و اضطراب یک اثر مستقیم بیوشیمیایی داروها است یا نتیجه غیرمستقیم بهبود عزت نفس و کیفیت زندگی ناشی از کاهش وزن. محققان به دنبال تحقیقات بیشتری هستند تا مکانیسم دقیق، اعم از تأثیر مستقیم بر مغز یا تأثیر روانی بهبود وضعیت جسمی، را مشخص کنند.
کدام داروهای GLP-1 در مطالعه جدید با کاهش مشکلات روانی مرتبط بودند؟
پنج داروی GLP-1 (سماگلوتاید، لیراگلوتاید، دولاگلوتاید، اگزناتاید و تیرزپاتاید) با کاهش تشخیص افسردگی و اضطراب در افراد دیابتی مرتبط بودند. در افراد بدون دیابت که برای کاهش وزن دارو میگرفتند، سماگلوتاید تنها دارویی بود که با کاهش این اختلالات روانی همراهی داشت.
آیا FDA نگرانی خود را در مورد ارتباط GLP-1 و افکار خودکشی تأیید کرده است؟
خیر، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) اعلام کرده است که ارزیابیهای اولیه آنها شواهدی مبنی بر اینکه استفاده از داروهای GLP-1 مستقیماً باعث افکار یا اقدامات خودکشی میشود، پیدا نکرده است. با این حال، تحقیقات و نظارتها در این زمینه همچنان ادامه دارد.
آیا این داروها به صورت گسترده برای کاهش وزن تأیید شدهاند؟
خیر. از داروهای GLP-1، تنها ویگووی (سماگلوتاید)، ساکسندا (لیراگلوتاید) و زپباند (تیرزپاتاید) به طور رسمی توسط FDA برای کاهش وزن تأیید شدهاند. با این حال، داروهای دیگر این گروه اغلب توسط پزشکان به صورت “خارج از برچسب” برای این منظور تجویز میشوند.
آیا رژیم غذایی مناسب و ورزش میتوانند اثرات مشابهی بر سلامت روان داشته باشند؟
بله. تحقیقات نشان دادهاند که ورزش و رژیم غذایی سالم میتوانند به طور قابل توجهی بر کاهش علائم افسردگی و اضطراب تأثیر بگذارند. هر دو روش به بهبود سلامت جسمی و روانی کمک میکنند و میتوانند به عنوان بخشی از یک رویکرد جامع برای مدیریت سلامت روان و وزن مورد استفاده قرار گیرند.
خلاصه و نکات کلیدی
تحقیقات اخیر بر اساس سوابق پزشکی الکترونیکی نشان میدهد که داروهای کاهش وزن GLP-1 مانند اوزمپیک و ویگووی، علاوه بر کنترل دیابت و مدیریت وزن، با کاهش قابل توجهی در تشخیصهای افسردگی و اضطراب نیز مرتبط هستند. این یافتهها مزایای بالقوه سلامت روان این داروها را برجسته میکند. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این بهبودها ناشی از اثرات بیوشیمیایی مستقیم دارو بر مغز است یا نتیجه بهبود کیفیت زندگی و افزایش عزت نفس ناشی از کاهش وزن موفقیتآمیز است. این داروها به عنوان یک درمان برای چاقی، این وضعیت را در یک بستر پزشکی و فراتر از نقص در کنترل عادات فرد، قرار میدهند.
