یک مطالعه جدید نشان داده است که مصرف برخی پروبیوتیکها میتواند احساسات منفی روزمره را کاهش دهد. پروبیوتیکها میتوانند سلامت روده را حمایت کنند و به همین ترتیب ممکن است به سلامت مغز نیز کمک کنند. اما کارشناسان معتقدند پیش از توصیه گسترده پروبیوتیکها برای بهبود حالت روحی، تحقیقات بیشتری لازم است.
شواهد دههها تحقیق نشان میدهد که میلیاردها میکروارگانیسمی که در روده انسان زندگی میکنند و به آنها «میکروبیوم» گفته میشود، میتوانند بر عملکرد مغز تأثیر بگذارند. حالا تحقیقات جدید نشان میدهد که این میکروارگانیسمها ممکن است حتی بر احساسات روزمره ما نیز اثرگذار باشند.
یک مطالعه تازه منتشر شده در ماه گذشته در مجله npj Mental Health Research نشان داد افرادی که پروبیوتیکهای مکمل مصرف کردند — یعنی میکروبهای زنده — طی یک ماه، بهبود قابل توجهی در حالت روحی خود تجربه کردند. با این حال، این مطالعه گزارش کرد که پروبیوتیکها تأثیری بر نمرات افراد در ۱۰ پرسشنامه روانشناختی برای سنجش حالت روحی نداشتهاند.
«ما دقیقاً نمیدانیم که وقتی افراد میگویند «احساسات منفی»، چه چیزی را دقیقاً مد نظر دارند،» لورا استینبرگن، دکترای روانشناسی و استاد کمکیار در واحد روانشناسی بالینی دانشگاه لیدن هلند، در گفتگو با مجله Health گفت.
«اما این نکته هم جالب است که این یافته نشان میدهد پروبیوتیکها ممکن است به هر چیزی که فرد به عنوان احساس منفی تجربه میکند کمک کنند؛ برای برخی اضطراب، برای برخی افسردگی یا خستگی.»
پروبیوتیکها چیستند؟
غذایی که میخوریم نقش مهمی در تعیین نوع و عملکرد میکروبهای روده دارد. به همین دلیل، شرکتها و دانشمندان به دنبال ساخت مکملهایی از میکروبهای زنده به نام پروبیوتیک هستند که شاید بتوانند سلامت را بهبود دهند. پروبیوتیکها شامل گونههای مختلفی از میکروبهای زندهاند که اگر به مقدار کافی مصرف شوند، میتوانند فواید سلامترسانی داشته باشند. این محصولات معمولاً به صورت کپسول یا قرص عرضه میشوند.
علاوه بر مکملها، پروبیوتیکها در برخی غذاهای تخمیری مثل ماست نیز یافت میشوند.
چگونه پروبیوتیکها ممکن است بر حالت روحی تأثیر بگذارند؟
در این مطالعه، استینبرگن و همکارش ۸۸ شرکتکننده سالم را جذب کردند. نیمی از آنها به مدت یک ماه روزانه پروبیوتیک دریافت کردند و نیمی دیگر دارونما (پلاسبو). پروبیوتیک مصرفی ترکیبی از ۹ سویه باکتری مختلف بود که در محصول Ecologic Barrier تولید شرکت هلندی Winclove Probiotics وجود دارد. شرکتکنندگان هر روز یک ساشه از این مخلوط را در آب ولرم حل میکردند و مینوشیدند.
در ابتدای مطالعه و پایان آن، شرکتکنندگان ۱۰ پرسشنامه روانشناختی مربوط به احساسات و پردازش هیجانی را پر کردند و همچنین پرسشنامهای درباره مشکلات گوارشی نیز پاسخ دادند. آنها هر روز احساس مثبت یا منفی خود را روی مقیاسی از صفر تا صد ثبت میکردند و ارزیابی از وضعیت مدفوع خود نیز داشتند.
نتایج نشان داد که هر دو گروه پروبیوتیک و پلاسبو در پرسشنامههای روانشناختی و میزان احساس مثبت روزانه مشابه بودند. اما گروهی که پروبیوتیک مصرف کرده بودند، پس از دو هفته کاهش قابل توجهی در احساس منفی روزانه داشتند.

فاصله بین نتایج نمرات روزانه حالت روحی و پرسشنامههای روانشناختی چه معنا دارد؟
این اختلاف ممکن است نشان دهد که روشهای استاندارد ارزیابی روانشناختی آنقدر حساس نیستند که تغییرات ظریف و روزمره حالت روحی را به خوبی اندازهگیری کنند.
دکتر والری تیلور، استاد روانپزشکی دانشگاه کلگری کانادا، در این باره گفته است:
«این مطالعه به ما یادآوری میکند که نمیتوان فقط از پرسشنامههای استاندارد برای ارزیابی اثرات این نوع ترکیبات استفاده کرد و این که توجه روزانه به حالت روحی فرد و پرسیدن احساسات واقعی او بسیار مهم است.»
نیاز به تحقیقات بیشتر
با وجود یافتههای جالب، محدودیتهایی در این مطالعه وجود دارد؛ از جمله اندازه نمونه کوچک و مدت زمان کوتاه فقط چهار هفته. تیلور معتقد است که مطالعه طولانیتر برای درک بهتر اثرات ظریف پروبیوتیکها بر حالت روحی لازم است.
همچنین، محققان نمونههای مدفوع شرکتکنندگان را جمعآوری نکردند، پس مشخص نیست که پروبیوتیکها چقدر توانستهاند میکروبیوم روده را تغییر دهند و آیا این تغییر میکروبیوم باعث بهبود حالت روحی شده است یا خیر.
بسیاری از افراد ممکن است باکتریهای پروبیوتیک را در رودهشان نگه ندارند و این موضوع به این معناست که این باکتریها ممکن است به طور دائمی در روده مستقر نشوند. اما هنوز مشخص نیست که مستقر شدن دائمی این باکتریها برای ایجاد اثرات مثبت لازم است یا خیر.
سوالات باز درباره پروبیوتیکها
آیا همه پروبیوتیکها میتوانند احساسات منفی را کاهش دهند یا فقط این ۹ سویه خاص چنین اثری دارند؟
استینبرگن میگوید: «ما هنوز نمیدانیم، اما این یک فرضیه برای تحقیقات آینده است.»
مطالعات آینده که از روشهای حساستر برای ارزیابی سلامت روان و حالت روحی استفاده کنند و عملکرد میکروبیوم را نیز بسنجند، به محققان کمک میکند تا دریابند چه کسانی میتوانند از پروبیوتیکها بهره ببرند.
پروبیوتیکها و ارتباط روده-مغز
تا به حال شواهد درباره تاثیر پروبیوتیکها بر سلامت مغز متناقض است. برخی مطالعات اثر کمی یافتهاند و برخی اصلاً اثری مشاهده نکردهاند.
اما پژوهشگران میدانند که بخش عمدهای از بلوکهای ساختمانی انتقالدهندههای عصبی و پیامرسانهای شیمیایی مغز در روده ساخته میشوند.
علاوه بر این، ارتباط روده-مغز ممکن است از طریق اعصاب واگ (vagus nerve) باشد که پیامها را به بدن منتقل میکند و بر واکنشهای ایمنی و استرس نیز اثر میگذارد.
با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا داشتن روده سالم به معنای داشتن مغز سالمتر و در نتیجه حالت روحی بهتر است یا خیر. با این حال، تحقیقات زیادی رابطه بین پرهبیوتیکها و پروبیوتیکها و بهبود سلامت روان، حالت روحی و عملکرد شناختی را نشان دادهاند.
آیا باید برای بهبود حالت روحی پروبیوتیک مصرف کنیم؟
در حال حاضر، دکترهای اسلیکِرمن و تیلور مصرف پروبیوتیک را برای بهتر شدن حال روحی به صورت عمومی توصیه نمیکنند، چون شواهد کافی وجود ندارد.
اسلیکِرمن توضیح میدهد: «برخی پروبیوتیکها میتوانند بر جنبههایی از حالت روحی تاثیر مثبت بگذارند، اما نمیدانیم کدام سویهها و کدام افراد دقیقاً از این اثرات بهرهمند میشوند.»
در واقع، در برخی افراد مصرف پروبیوتیک میتواند مشکلاتی ایجاد کند، از جمله عوارض گوارشی مثل نفخ، تهوع، اسهال، همچنین اختلال در تمرکز ذهنی (مه مغزی) و رشد بیش از حد باکتریهای روده کوچک.
اگر میخواهید پروبیوتیک امتحان کنید، اسلیکِرمن پیشنهاد میکند نوع چندگونهای با تعداد میکروب در حد میلیاردها را انتخاب کنید.
اما باید توجه داشت که نظارت و کیفیت مکملهای پروبیوتیک در کشورهای مختلف متفاوت است و حتی محصولات ادعا شده به صورت علمی آزمایش شده لزوماً روی انسانها آزمایش نشدهاند. بنابراین انتخاب محصول با کیفیت دشوار است.
روشهای سادهتر برای بهبود سلامت روده
در نهایت، روشهای سادهتر و مطمئنتری برای بهبود سلامت روده وجود دارد.
اسلیکِرمن میگوید: «یک رژیم غذایی سالم که شامل سبزیجات، میوهها، فیبر، غلات و کم فرآوری شده باشد، مهمترین عامل برای سلامت میکروبهای روده است.»
«علاوه بر رژیم غذایی، خواب کافی، فعالیت بدنی و احتمالاً مدیریت استرس نیز بر ترکیب میکروبیوم روده تأثیر میگذارند.»
منبع
